سینما کده سینما کده
خانه » نقد وبررسی » نقد وبررسی فیلم یه عاشقانه ساده.

نقد وبررسی فیلم یه عاشقانه ساده.

سینما کده

nb-ps

فیلم یه عاشقانه ساده

به گزارش سینما کده طرفداران مقدم در جشنواره ی فجر امسال منتظر اثری بودند که به استناد خلاصه داستانی که در مطبوعات منتشر شده بود فیلمی رمانتیک و لطیف به نظر می رسید .”یک عاشقانه ساده” با بازی “مهناز افشار”، “مصطفی زمانی” و” احمد مهرانفر”(که این روزها بسیار پر کارند) شاید می توانست مخاطب را راضی از سینما بیرون بفرستد اما نه تنها کمترین بار مفهومی و موضوعی ندارد بلکه شباهت تمام و کمالش به رمان های عامه پسند و داستان های مجلات خانوادگی باعث حیرت بیننده می شود.گرچه با همین موضوع پیش از این “خسرو سینایی”، “عروس آتش” را ساخته بود که به موفقیت بالایی دست یافت.
ولی متاسفانه سر و شکل این فیلم چنان دم دستی و بدون کمترین دقت و اهمیت درست شده که بعید است کار مقدم باشد .مقدمی که در اولین اثرش “سیاوش”بالاتر از انتظارات ظاهر شده بود.
خلاصه داستان شیک و ادبی ای که از” یک عاشقانه ساده “چاپ شده کمترین ارتباطی به داستان نخ نما و کلیشه ای اش ندارد(متنی که در باب آدم و حوا و سیب نیم خورده است)باز هم مثلث عشقی ،عهد و پیمان قبایل روستایی و جوانمردی و لوطی گری افراطی در حد خودزنی که نشان می دهد مقدم از طلا بودن پشیمان شده و دوست دارد مس شود! گرچه او که به قول خودش از توقیف فیلم قبلی اش “صد سال به این سال ها “دلسرد و نومید شده بود سوژه ی اثر را چنان جذاب دیده که وسوسه شده آن را بسازد در حالی که این چنین موضوعات عشقی که بی هیچ ظرافت و پیچیدگی طرح می شوند و پایانشان نیز کاملا بر بیننده روشن است عمرشان حداقل در سینمای ایران به اتمام رسیده است.فیلم نامه ی یک “عاشقانه ساده” را “امیر عربی” (که اخیرا با نگارش فیلم نامه “سعادت آباد” به شهرت رسیده بود) با طرحی از” زامیاد سعد وندیان” (عمده ی فعالیتش به حوزه ی سریال و تله فیلم مربوط می شود)به رشته تحریر در آورده است .عربی که در هنگام اکران “سعادت آباد” دفاع جانانه ای از کاراکترهای آن می کرد و فیلم را خوب و قابل قبول می دانست اکنون برای دفاع از آخرین کارش باید استدلال های محکم تری در دست داشته باشد.
بازیگران فیلم نیز انگار اصلا در جای خود قرار نگرفته اند و کاراکتر به درستی به آنها نچسبیده است.”علی قربان زاده” با نقش بی ربط و بی اثرش در داستان تنها حسی نوستالژیک را در بیننده به وجود می آورد و “فرهاد آییش” که اغلب پای ثابت آثار کمدی است کمترین جذابیتی ندارد. تنهابازی ” مهراوه شریفی نیا “کیفیتی متفاوت از دیگران دارد و “مصطفی زمانی” هم به نظر می رسد نسبت به گذشته قدری در کارش پیشرفت کرده است. افکت ها ضعیف و نحوه ی ادای دیالوگ ها سرد و بی احساس است و حتی با وجودی که فضای اثر روستایی است از لهجه خبری نیست!شاطر یک روستای دور افتاده(با بازی “همایون ارشادی”) چنان لفظ قلم و ادبی صحبت می کند که مخاطب اصلا نمی تواند بین او با یک بازیگر تحصیلکرده و دنیادیده فرقی بگذارد.نه تنها مقدم موفق نشده بازی مناسبی از بازیگرانش بگیرد بلکه خود نقش آفرینان هم چنان که باید و شاید و به گواهی آنچه در فیلم های قبلی ازشان دیده ایم برای کاراکترشان مایه نگذاشته اند.
گریم بازیگران نیز نامناسب و به دور نوآوری انجام شده و در مورد بازیگران زن به خصوص سبب نازیبایی چهره و ظاهر کاراکتر کرمعلی(با بازی “آتیلا پسیانی”) و کدخدا صفر(با بازی “فرهاد آییش”)را به حالتی مسخره و خنده دار در آورده است .طراح لباس” یک عاشقانه ساده” هم در راستای همکاری با سایرین به بیننده نشان می دهد که دختران روستایی به شیکی دختران شهر لباس می پوشند و “گندم”(بابازی “مهناز افشار”)مانتو های مدرنی را در دهات بر تن می کند که امروزه در نمایشگاه های مد و لباس عرضه می گردد!یا برای مثال کارگردان و طراح صحنه ی فیلم به این موضوع توجه ندارند که شاطر امان با لباس شیک و مرتبش چطور نانوایی است که بدون آنکه ذره ای آرد بر کتش بنشیند یا حتی پیشبندی بر تن کند دستش را به آرامی در تنور می برد و نان آماده و خنک شده را بیرون می کشد!حتی در ابتدای فیلم هم نام و زمان وقوع داستان ذکر نشده که سبب سردرگمی مخاطب می شود(فیلم برداری اثر در “ابیانه” انجام شده) و با این گونه اشتباهات و بی دقتی ها در کنار هم کل اثر از ریخت افتاده است. به جز دیالوگ های تخت و ناهمگون که اصلا نقش مهمی در داستان ندارند باید از چند شوخی جنسی علنی نام برد که به هیچ وجه با ظرافت و مهارت عنوان نشده اند و رو بودن این نوع تعابیر تواما سبب خنده و خجالت حاضرین سینما شده بودند.شاید هم به این دلیل فیلم در ژانر کمدی رمانتیک روستایی پروانه ساخت گرفته باشد!
به جز اینها خلوت کردن دو دلداده داستان (افشار و زمانی)آن هم در یک روستا با مردمانی متعصب خود نیازمند بحث و بررسی بیشتر است چرا که پیش از آن سابقه نداشته تنهایی و حریم شخصی یک زوج غریبه و نامحرم به این شکل نمایش داده شود خصوصا اگر مرد داستان تنها فرد مومن و معتقد فیلم باشد که بر نماز خواندنش تاکید می شود و اعتقادش به اذان هنگام عهد بستن آشکار می گردد.آنچه بیش از همه ی اینها دل مخاطب را به درد می آورد استفاده ی ابزاری مقدم از اشک ریختن ساده و معصومانه ی علی(با بازی مصطفی زمانی)است که سبب اندوه و رنجش بی جهت می شود چرا که در فرهنگ ایرانی و حتی سایر کشورها نشان دادن گریه ی مرد که نماد استقامت و اراده است تصویری تلخ و به دور از واقعیت است.همانگونه که از قدیم گفته اند “مرد که گریه نمی کند!”به خصوص که علی این داستان برای عشقی زمینی و از دست رفته می نالد که هیچ تلاشی برای حفظش انجام نداده !

به شخصه تنها نقطه ی قوت اثر را موسیقی فوق العاده اش می دانم که بسیار گوشنواز بود و با برخی از تصاویرفیلم که در طبیعت گرفته شده بود همخوانی داشت.”امیر توسلی” که اخیرا به خاطر ساخت موسیقی ” مختار نامه” نامش بر سر زبان ها افتاده ?به مانند آخرین آثار مقدم برایش آهنگسازی کرد تا بهترین قسمت “یک عاشقانه ساده” رقم بخورد.
پس از تماشای این فیلم به این فکر افتادم که ای کاش “سامان مقدم “دلسرد می ماند و این عاشقانه ی ساده را نمی ساخت.گرچه با اطلاق واژه ی ساده به نام فیلم می تواند در هر جلسه ی نقد و بررسی انتقادات را به این واژه ارجاع دهد و بگوید “خودم از قبل گفته ام ساده! یک عاشقانه ساده!”

Cinemakade © 2018 

20791Alexa

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

کد امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.


Scroll To Top